ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )
67
شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )
فصل سوّم در حالات نفس پس از جدا شدن از بدن است و در آن بحثهايى است بحث اوّل : در اين است كه نفس از فاسد شدن تن باقى است دليلش اين است كه هر چه نبوده و نو پديد است امكان حدوث آن را قابلى هست . مقصودم از امكان ، امكانى كه لازم ماهيّت حادث باشد نيست بلكه منظور آمادگى كامل براى پذيرشى صورت آن حادث است ، چنان كه در جاى ديگر ثابت شده است . پس اگر درست باشد كه روح معدوم شود لازم است كه براى امكان معدوم شدنش نيز راهى باشد . و آن روح نيست چون لازم است با بودن مقبول ، قابل هم باقى بماند ، و محال است كه روح بماند در صورتى كه عدم آن محقّق شده باشد ناگزير بايد محلّ ديگرى داشته باشد كه مادّه است . پس اگر نيستى بر روح عارض شود بايد همراه مادّه و در مادّه باشد ، با اين كه روح مجرد فرض شده است و اين خلف است . امّا بيان اين مقدّمات و توضيح اين كه نفوس وحدت نوعى دارند و حادثند و توضيح باطل بودن تناسخ ، در كتابهاى مفصل نقل شده است . بحث دوّم : در توضيح ماهيت خوشبختى و بدبختى است منظور از سعادت ، حالتى است كه براى صاحبان خير و كمال از آن دو حاصل مىشود . و مقصود از بدبختى حالتى است كه براى صاحبان بدى و بلا ، از آن دو به دست مىآيد . بايد بدانى كه خوشبختى بنا بر مشهور همان لذّت و بدبختى ، رنج و درد مىباشد ، پس مردم عامى كه از درجهء چهار پايان فراتر نرفتهاند معتقدند كه لذّتها تنها با حسّ ظاهرى ( 1 )
--> ( 1 ) اصل اين مطلب از ابن سينا گرفته شده كه در نمط هشتم كتاب اشارات آورده است و عين عبارتش چنين است : « و هم و تنبيه - گاهى به واهمهء مردم عامى تبادر مىكند كه لذّتهاى نيرومند عالى همان لذّتهاى حسّى است . و لذّتهاى غير حسّى ضعيف و تمامى آنها خيالات واهى و پوچ مىباشد . گاهى ممكن است به بعضى از آنان كه مختصر تشخيصى دارند فهماند و به دو گفت : آيا در ميان لذّتهاى حسّى كه اين عاميان وصف مىكنند ، مسائل زناشويى و ارضاى غريزه جنسى و خوراكيها و چيزهايى از اين دست ، لذيذترين آنها نيست با اين كه شما مىدانيد آن كس كه توان به دست آوردن اندك پيروزى را اگر چه در كارهاى پست داشته باشد مانند چيرگى بر حريف در بازى شطرنج و تخته نرد ، گاه مىشود كه خوردنى بر او عرضه مىشود يا امكان ارضاى غريزه جنسى برايش فراهم مىشود ( پس آن لذّت را ترك و رها مىكند چون به جا و عوض آن از لذّت چيرگى خيالى كه همان پيروزى بر حريف در بازى است برخوردار شده است ) قسمتى كه در داخل كروشه ترجمه شده است براى رفع نقص و اشتباه محدّث محترم ارموى كه در پاورقى مرتكب شده است ، مشخص گرديده . طالبان به مجلَّد سوّم اشارات نمط هشتم مراجعه كنند . مترجم از چاپ 1379 چاپخانهء حيدرى تهران استفاده كرده است . پس از وهم و تنبيه بى فاصله ابن سينا فرموده است : تذنيب - دنبالهء تكميلى مطلب قبل ، براى ما شايسته نيست كه به گفتار گوينده اى كه چنين مىگويد گوش دهيم : سخن گوينده اين است كه : اگر ما به بهشتى دست يافتيم كه در آن نخوريم و نياشاميم و با حوران بهشتى در نياميزيم پس در بهشت چه خوشبختى و لذّتى براى ما وجود دارد به كسى كه چنين مىگويد لازم است كه با بينايى به دو گفته شود : اى بيچاره شايد حالتى كه براى فرشتگان و ما فوق آنها در برخوردارى از لذّات معنوى حاصل مىشود لذّتبخشتر و شادمان كننده تر و برخوردارتر از حيوانات باشد بلكه چگونه ممكن است كه حيوانات را با فرشتگان مقايسه كرد و ميان آن دو نسبت ارزشمندى قائل شد